پرويز اذكائى

7

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

اورارتو و ماننايى را مادها متصرّف شدند ، بر تجارب فنّى - ادبى و ساير مواريث فرهنگى آنها دست يافتند ؛ و حسب قرائن ديگر قويّا اگر در مورد خط ميخى فارسى باستان - چنان كه دياكونوف پيشنهاد نموده - به جاى « فارسى » اصطلاح « آشورى » را به كار بريم ؛ و نيز اصطلاح « مادى » را جاىنشين منشأ « بابلى » آن كنيم ، امر واقع با اوصاف زبان‌شناختى نويكنده‌هاى هخامنشى موافق باشد . اينكه تاكنون نويكنده‌اى مادى پيدا نشده ، دليل بر آن نباشد كه دولت و قوم ماد خطّ و كتابت نداشته‌اند . ترديدى نيست كه در هزارهء يكم ( ق . م . ) در سرزمين مادان خط و كتابت وجود داشته ، مسلما غير محتمل است كه امپراتورى بزرگ ماد فاقد كتابت بوده ، ولى پارسيان خط داشته‌اند « 1 » . اما زبان مادان كه توان گفت مادر گويش‌هاى فهلوى / پهلوى شمال غربى ايران‌زمين است ، چنان‌كه امروزه اصطلاح « مادى ميانه » نيز بر آنها اطلاق شود ، در عهد باستان زبان امپراتورى بزرگ ماد بود كه هنگام وفات هوخشتره مادى ( 584 ق . م . ) از ايران تا رودهاليس ( - قزل ايرماق در تركيه ) گستردگى داشت . امپراتورى مادرا كوروش هخامنشى ( 559 - 529 ق . م . ) با همهء ما يملك و القاب به تصرّف آورد ؛ و اينك تأثير زبان مادى بر زبان فارسى باستان نويكنده‌هاى داريوش و جانشينان وى نمايان است . رولاند كنت ، زبان مادى را گمنام‌ترين زبان‌هاى ايرانى كهن ياد كرده ، كه تنها از لغات و اسامى امكنه و اشخاص شناخته مىآيد ؛ و تطوّرات آن همانا در فارسى ميانه ( - پهلوى ) است ، گذشته از وام‌دهىها به فارسى باستان كه اهميّت قابل ملاحظه‌اى در فهميدن خود اين زبان دارد . ولى بايد گفت كه زبان مادى هرآينه با زبان اوستايى - از گروه زبانهاى ايرانى شرقى - بيشتر قرابت و مجانست دارد تا با زبان فارسى باستان » « 2 » . ارانسكى گويد كه اگرچه آثار اصيلى به زبان مادى وجود ندارد ؛ و اطلاعاتى كه در منابع موجود دربارهء قبايل مادى هست بسيار ناچيز است ، با اين حال براى اثبات تعلّق و بستگى زبان قبايل مزبور به گروه زبان‌هاى ايرانى كافى مىباشد « 3 » .

--> ( 1 ) . تاريخ ماد ( ترجمهء كريم كشاورز ) ، ص 451 - 452 / W . B . Henning Memorial volume , London , Lund Humffries , 1970 , PP . 122 - 123 . ( 2 ) Old Persian , 1953 , PP . 6 , 8 , 9 . / . رش : گفتار « تاريخچهء پهلوى » از پرويز اذكائى ( در ) سخنوارهء دكتر خانلرى ، ص . . . / باباطاهرنامه ، گفتار 15 . ( 3 ) . مقدمهء فقه اللغهء ايرانى ( ترجمهء كريم كشاورز ) ، ص 58 . / تاريخ زبان فارسى ( دكتر خانلرى ) ، ج 1 ، ص 201 .